تبلیغات
✰بـــهشت ســـمپاد✰
✰بـــهشت ســـمپاد✰
مغز های متفکر ســــمپاد

۱. به نظر شما هدف از تاسیس سمپاد چه بود ؟

الف: نمی دانم

ب: خودشان هم نمی دانند

ج: با توجه به اینکه اکثر مدارس قیف می آیند و معدل ۱۹.۹۹ به پایین را نمی پذیرند باید به

نحوی دانش آموزان در به در را جایی جا داد

د: گزینه الف و ب و ج

ر: گزینه های ج و ب و الف

ه: پرورش دانش آموزان جهت ورود به دانشگاه های آزاد


۲. سمپادی ها تافته جدا بافته ای از دیگر دانش آموزان  . . .

الف- هستند

ب- بوده، هستند و خواهند بود

ج- هستند و بر منکرش لعنت

د- هستند و هر کس در این شک کند بد و بی تربیت است

ه- هستند, چرا نباید باشند ؟

و- باید باشند


۳. هوش سمپادی از دیگر دانش آموزان . . .

الف- کمتر است

ب- بیشتر است

ج- ای ... بد نیست

د- خوب است, سلام می رساند


۴. اعتراض دانش آموزان مدارس عادی به سهمیه سمپادی ها در آزمون


ورودی دبیرستان موجب  . . .  می شود.


الف- رشد و پیشرفت میهن عزیزمان

ب- خوشنامی آنها

ج- ارج و قرب بیشتر آنها نزد مردم

د- افزایش نرخ کرایه تاکسی و لوبیا قرمز

ه- عدم صعود ایران به جام جهانی

و- کاهش آمار ازدواج و افزایش امار طلاق


۵. چرا یک سال به صورت آزمایشی آزمون ورودی سمپاد برداشته شد ؟

الف- نمی دانم

ب- خودشان هم نمی دانند

ج- میخواستند حق آنان که با آزمون وارد مراکز شدند را ضایع کنند

د- چون دکتر اژه نتوانست به سوال ۱۰ریاضی آزمون سال ۸۶ پاسخ دهد


۶. چرا درصد قبولی سمپادی ها از دیگران در کنکور کمتر است ؟

الف- نمی دانم

ب- خودشان هم نمی دانند

ج- ای آقاااا

د- این مقایسه ها به جز اینکه سمپادی ها را به اعتصاب بکشاند و بین آنان و دانش

آموزان دیگر تفرقه و کدورت ایجاد کند، هیچ فایده ای ندارد.

 

پاسخ های خود را به صندوق پستی ما ارسال کنید و جایزه بگیرید




نوع مطلب :
برچسب ها : طنز، سمپاد،

سلام ...

این شعرو یه بار خانم پورعسگری دبیر فارسیمون (راهنمایی) سر کلاســ واسمون خوند ...

حالا من اینو گذاشتم تو وبلاگـــ چون خیلی دومســـش دالم



سخت آشفته و غمگین بودم …
به خودم می گفتم: 

بچه ها تنبل و بد اخلاقند 
دست کم می گیرند 

درس ومشق خود را … 
باید امروز یکی را بزنم  ،  اخم کنم
  
و نخندم اصلا 
تا بترسند از من 
و حسابی ببرند …

خط کشی آوردم

در هوا چرخاندم!
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید!

اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم ...


سومی می لرزید ...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود ...


دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید ...
"پاک تنبل شده ای بچه بد"
"به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
"ما نوشتیم آقا"

بازکن دستت را ...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله ی سختی کرد ...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کرد و سپس ساکت شد ...
همچنان می گریید ...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز، کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ...

گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن !

چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید ...

صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش و یکی مرد دگر
سوی من می آیند ...

خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید

سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما

گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو و کنار چشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا ...

چشمم افتاد به چشم کودک ...
غرق اندوه و تاثر گشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر …

من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم

عیب کار از خود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام …
او به من یاد بداد درس زیبایی را ...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری

نه کنم تنبیهی


یا چرا اصلا من عصبانی باشم
با محبت شاید، گرهی بگشایم
با خشونت هــرگــز ...
هــرگــز.






نوع مطلب :
برچسب ها : شهر، زیبا، جذاب،

یادشــ بخیر سوم راهنمایی بودیم کلاس 3/2 ، من و فاطمه سر صبحگاه اینو خوندیـــم ....
بروبچــــز ترکیان فر چقدر خندیدن ...


حالا دارم معنی واقعی بعضی قسمتاشـــو درکـــ می کنم ...



زندگی دانش آموز تیزهوش تیزهوشان

مدرسه:شکنجه گاهی که با دوستان سهیم میشیم.                                                     

کتاب های وزارتی(کتاب هایی که همه ی بچه ها میخونن):فوت آب.

امتحان:شما بگو چند کیلو لازم داری؟

وزن کیف:۱۰ کیلو.

وسایل کیف:۱۰ کتاب درسی و کمک درسی،یک جامدادی پر از مداد،یک عدد شکلات برای بالا بردن قند خون،دستمال

کاغذی.        

فعالیت ها:عضو گروه  تئاتر،سرود و هلال احمر،شرکت در المپیادهای فیزیک ،ریاضی،علوم.

کابوس:کم آوردن ۴ صدم در معدل.

بیماری ها:دیسک کمر،آلزایمر،فشار عصبی،سر گیجه،تنگی نفس.

رشته تحصیلی:مهندسی سیم کشی موبایل و یا لوله کشی تلفن در قندیل آباد.

نتیجه:آخرش به جنون میرسه میگن از اول هم آدم بشو نبود!

 

زندگی دانش آموز متوسط مدرسه عادی

 مدرسه:میریم خستگی در کنیم.

کتاب های وزراتی:نمیدونم چه اصراریه مطالب این کتاب ها رو سخت بدن!

امتحان:سخته ولی بی خیال بابا!

وزن کیف:زیر ۸۰۰ گرم.

وسایل کیف:۸ تا پوستر شاهرخ استخری و سیاوش خیرابی (البته من مدرسه دخترونه گفتم)،موبایل،mp4 ،کتاب

چگونه معلمان را ذله کنیم؟،یک عدد کتاب ریاضی که که بدبخت اون ته مچاله شده!

فعالیت ها:عضوی از کلاس و مدرسه.

کابوس:زیر۱۰ شدن معدل.

بیماری ها:عطسه های گاه و بیگاه موقع امتحان.

رشته تحصیلی:مهندسی برق صنعتی شریف تهران.

نتیجه:آخرش در شغل و زندگی موفق میشه میگن از اول هم معلوم بود خوشبخته!


پ.ن : البته زیاد اینا رو جدی نگیـــرید





نوع مطلب :
برچسب ها : سمپاد، طنز،

اگر شما از جمله افرادی هستید که مایلید تا نام شما فراتر از مرز ها ی کشور برود یا حتی بسیار بلند پرواز هستید که دوست دارید نامتان فراتر از این کره ی خاکی نیز برود میتوانید با ورود به لینک زیر که توسط سایت ناسا آماده شده است نام خود را همراه با سفینه ی فضایی این موسسه به کره ی مریخ بفرستید

نکته ای که من دیدم این بود که ایران مقام هشتم رو تو نام نویسی تا الان داشته

گفتم ببینیم با کمک بچه های ظالم میتونیم این جایگاه رو بالاتر ببریم .


لازم به ذکر است که تمامی نامها در یک microchip ذخیره میشوند و در نوک فضاپیما به مریخ ارسال میشوند.


بعد از وارد کردن نام خود و کلیک روی گزینه submit صفحه ی جدیدی باز میشود که درواقع تایید ثبت نام شماست و شما میتوانید یک پرینت از این برگه تاییدیه بگیرید و به همه نشان دهید !

شاید روزی یک نامه از مریخی ها دریافت کردید !!!






نوع مطلب :
برچسب ها : نجوم،

سلووووووم

اینم مسئله ی آلبرت انیشتینــــ

البته میگن فقط 2 درصد مردم دنیا قادر به حل اون هستن ولی ما هر کی رو دور و برمون دیدیم حلش کرده بود ....

البته ناسلامتی ما سمپادیــــ هستیم دیه

یادشـــ بخیــــر اول راهنمایی بودم حلشـــ کردم اول فک کردم جوابم غلطه ولی بعد رفتم دیدم درسته

مطمئنا می تونیــــد حلشـــ کنیــد موفق بــــاشید!



۱)در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.


۲)در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.


۳)این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت

نگهداری می کنند. سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟



راهنمایی:


۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.


۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.

۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.


۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.


۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.


۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.


۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.


۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.


۹)مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.


۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.


۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.


۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آب میوه می نوشد.


۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.


۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.


۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.



خجالتم خوب چیزیه والا!





نوع مطلب :
برچسب ها : دانشمندان، هوش، مسئله، ریاضی،




15 آذر 1390
ساعت 3:28 صبح
روز عاشـ ـ ـ ـ ـ ـورا
1400 سال پیش واقعا تو این روز چی گذشت؟
کاش هممون الان کــــــربلا بودیــــم ... 




حب الحسین رشته تحصیلی شماست
دانشرای عشق وجنون شهر كربلاست
در رشته حسین شناسی موفقید
موضوع بحث سینه زدن پای روضه هاست
تا روز حشر مدركتان را نمیدهند
برگ قبولی همه در پوشه خداست
پایین كارنامه هر كس نوشته است
این مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست
محشر كنار درب جنان داد می زنند
مردم ندیده اند كه آقای ما كجاست
ناگاه جبرییل به ناله صدا می زند
آقایتان حسین همان مرد سر جداست



برای شادی روح تمام عاشقان حسین كه نقاب بر خاك كشیده اند صلوات

یـــــا ابا عبـــــدالله







نوع مطلب :
برچسب ها : تسلیت،

سه شنبه 15 آذر 1390





و اینک آغاز ماجرا ...



Meli!i!i




نوع مطلب :
برچسب ها :



درباره وبلاگ


فاز ۲ ناجی آباد- خیابان بهارستان- دبیرستان فرزانگان (آیت الله غروی):D

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

سلامـ ـ ـ ـ! این وبــــ درمورد دبــــ. فرزانگــــان کاشــــونه (!)
اینـــــ جــــا جایـــــ خوبیهـــــ برایــــ نوشــــتن خاطراتمونــــ:D
بروبچـــــز ســـــمپادیـــــ مــــا رو بلینکینــــ ... :x
نـــــظر یادتونـــــ نرهــــــــ پیلیـــــز:دیـ ـ ـ ـ ـ ـ

مدیر وبلاگ : مِلیکا ریاضیدانِ سَـ ـ ـ ـمپاد
نظرسنجی
به نظر شما اسم همایش فرزانگان "جوانه می زنم تا آفتاب بتابد" چی جوریه؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی